المحقق النراقي
483
خزائن ( فارسى )
خرم سحرى بود كه با ياد خوش او * بنشسته كه از شش جهت اين نغمه شنيديم كايام وصالست و شب هجر سر آمد * برخيز « صفائى » چه نشستى كه رسيديم جستيم ز جا جان به كف از بهر نثارش * پس ديده گشوديم بهر سو نگريديم ديديم نه پيدا اثر از كون و مكان بود * جز پرتو يك مهر دگر چيز نديديم ديديم جهان وادى ايمن شده هر چيز * نخلى و زهر نخل انا اللّه شنيديم نكته * نكتة : روى الكلينى بإسناده عن أبى عبداللّه عليه السّلام فى قوله تعالى : « إنما يخشى اللّه من عباده العلماء » قال : يعنى بالعلماء من صدّق فعله قوله و من لم يصدّق فعله قوله فهو ليس بعالم . و توضيح اين مطلب آن كه علم چه متعلق به اعتقاد باشد و چه به اعمال تأثير عظيم در نفس دارد ، چه آن نورى است كه باعث مشاهده مىشود و جناح عروج به مرتبه روحانيين است و چون به اين مرتبه رسيد مشاهده مىكند عظمت الهى را و صفات جمال و كمال و قدرت او را و به هم رسد در او آتش خوف و خشيت و مىسوزاند صفات ذميمه را كه از لوازم بشريت است و شعاع او منعكس به ظاهر مىشود به جهت مناسبت باطن و ظاهر پس روشن مىشود هر عضوى از ظاهر آن پس در عمل مىآيد . علامات الفقه * و همچنين كلينى از حضرت امام رضا عليه السّلام روايت كرده است « من علامات الفقه الحلم و الصمت » و مراد از حلم اجتناب از حركت اعضاء است به آنچه سزاوار نيست چون ضرب و فحش و جدال و نزاع ، و از صمت سكوت از غير لايق است از سخنان لاهيه و لاغيه اگر چه مباح باشد و سرّ آن آن است كه بعد از اشتعال شعله آتش علم همى نمىماند مگر عروج به عالم قدس و تهيه سفر آخرت و ترك موانع